تبليغاتX
گفتنی ها
* * *خداوند بي‌نهايت است و لامكان و بي زمان*

* اما به قدر فهم تو كوچك مي‌شود
و به قدر نياز تو فرود مي‌آيد، و به قدر آرزوي تو گسترده مي‌شود،*

* و به قدر ايمان تو كارگشا مي‌شود، *

*و به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك مي‌شود، *

*و به قدر دل اميدواران گرم مي‌شود...* ...........

*عشق مي‌شود محتاجانِ به عشق را...
**خداوند همه چيز مي‌شود همه كس را. به شرط اعتقاد؛ به شرط پاكي دل؛ به شرط
طهارت روح؛
به شرط پرهيز از معامله با ابليس.
بشوييد قلب‌هايتان را از هر احساس ناروا!
و مغزهايتان را از هر انديشه خلاف،
و زبان‌هايتان را از هر گفتار ِناپاك،
و دست‌هايتان را از هر آلودگي در بازار...
و بپرهيزيد از ناجوانمردي‌ها، ناراستي‌ها، نامردمي‌ها!

*

*مگر از زندگي چه مي‌خواهيد،*

*كه در خدايي خدا يافت نمي‌شود، كه به شيطان پناه مي‌بريد؟
كه در عشق يافت نمي‌شود، كه به نفرت پناه مي‌بريد؟
كه در سلامت يافت نمي‌شود كه به خلاف پناه مي‌بريد؟

قلب‌هايتان را از حقارت كينه تهي كنيدو با عظمت عشق پر كنيد.
زيرا كه عشق چون عقاب است. بالا مي‌پرد و دور... بي اعتنا به حقيران ِ در روح.
كينه چون لاشخور و كركس است. كوتاه مي‌پرد و سنگين. جز مردار به هيچ چيز
نمي‌انديشد.
بـراي عاشق، ناب ترين، شور است و زندگي و نشاط.
براي لاشخور،خوبترين،جسدي ست متلاشي ...*

+ نوشته شده توسط محمد صادق در پنجشنبه 14 آبان1388 و ساعت |

www.skype.com

+ نوشته شده توسط محمد صادق در جمعه 8 آبان1388 و ساعت |
توي اين دنيا از بچگي ، ما تعليم داده مي شيم و قوانيني براي ذهن بي برنامه و خالي ما وضع ميشه که از طرف خانواده ، دوست ، مدرسه و اجتماع خودآگاه ، نا خودآگاه ، مستقيم، يا غيرمستقيم، ارادي و غيرارادي در مغز کوچيک ما جا گرفته که پاک کردن و از اول نوشتن قوانين اراده فولادي و تمرين خيلي زياد مي خواد .
 
غازها وعقاب ها
 
توي زندگي ، تفاوت آدم ها در نگاهشون به زندگي ، به اندازه تعداد اونهاست . همون طور که صورت ها و ظاهر ادم ها با هم فرق داره ، در افکار و رفتارشون با هم تفاوت دارن .
به نوعي مي شه گفت هر انساني يک کتابه . تا زماني که بازش نکني و نخونيش ،اون رو کامل نشناختي .. اصلا هم اسون نيست چون گاهي بعضي کتاب ها اونقدروحشتناک هستند که تا چند وقت از خوندنشون کابوس مي بيني و آشفته مي شي ولي گاهي خوندن بعضي کتاب ها مثل قران ، حافظ ، اشعار سهراب تا سال ها مستت مي کنه چون يک جمله اش مي تونه روحت رو دوباره از اول جلا بده و دلت رو صاف کنه ..
توي اين دنيا از بچگي ، ما تعليم داده مي شيم و قوانيني براي ذهن بي برنامه و خالي ما وضع ميشه که از طرف خانواده ، دوست ، مدرسه و اجتماع خودآگاه ، نا خودآگاه ، مستقيم، يا غيرمستقيم، ارادي و غيرارادي در مغز کوچيک ما جا گرفته که پاک کردن و از اول نوشتن قوانين اراده فولادي و تمرين خيلي زيادمي خواد .
دکتر وين داير در کتاب عظمت خود را دريابيد بحث جالبي مي گه :
مي گه ادم ها دو دسته هستند غاز ها و عقاب ها . هرگز نبايد عقاب ها رو به مدرسه غازها فرستاد و نبايد افکار دست و پا گير غازها فکر عقاب ها رو مشغول کنه . کسي که مثل غاز هست و تعليم داده شده نمي تونه درست پرواز کنه و به خار و خاشاک گير مي کنه که مانع پروازش مي شه . ولي عقاب رسالتش اوج گرفتنه . عقابي که مثل غاز رفتار مي کنه از ذات خودش فرار مي کنه .
بدترين چيز ندونستن قوانين عقاب هاست . اين که ندونيم چطوري عقاب باشيم
* غازها همه مثل هم فکر مي کنند و هميشه هم ادعا مي کنند که درست فکر مي کنند . افکارشون کپي شده هست و اصلا خلاقيت نداره . اکثر مواقع هم همگي با هم به نتايج يکسان مي رسند چون دقيقا مثل هم فکر مي کنند .
عقاب ها مي دونند زماني که همه مثل هم فکر مي کنند در واقع اصلا کسي فکر نمي کنه .
* غازها هميشه مي دونند غاز ديگه چطوري زندگي کنه بهتره ! هر کسي جاي کس ديگه تصميم مي گيره . براي همين اکثر يا دير به بلوغ (فکري – جنسي – احساسي) مي رسن و يا اصلا بالغ نمي شن .
عقاب ها به خلاقيت ذهن هر کس اعتقاد دارن و در زندگي ماهيگيري به فرد ياد مي دن و نه ماهي . در محله عقاب ها هر کسي جاي خودش بايد فکر کنه و کسي مسئوليت زندگي کس ديگه رو به عهده نمي گيره .
* غازها از جسمشون بيش از حد کار مي کشن و تمام توان داشته و نداشته رو به کار مي گيرن و به نتايج دلخواه نمي رسن .
عقاب ها اول تمام جوانب کار رو در نظر مي گيرن ، باتوجه به تجارب قبلي و برنامه ريزي هاي ذهن خلاقشون تصميم مي گيرند و بعد شروع به کار مي کنند . عقاب ها ايمان دارند که تلاش جسمي به تنهايي اصلا براي کار کافي نيست .
* غازها حريم شخصي ندارند و بارها و بارها وارد حريم خصوصي عقاب ها مي شن چون حرمت ندارند .
عقاب ها به حريم شخصي هر فردي احترام مي زارن و قاطعانه به افرادي که وارد حريم خصوصي اونها مي شن تذکر مي دن .
* غازها بايد همه رو راضي نگه دارند و تمام تلاششون رو در روابط مي کنند که همه انسان ها ، تک به تک از اونها راضي باشند . به جاي انجام وظايف و رسالت خودشون ، رضايت همه اطرافيان رو با هر زحمتي شده به دست مي يارن چون اگر به دست نيارن احساس خلا مي کنند ..
عقاب ها مي دونند که به دست اوردن رضايت همه افراد امکان نداره و نيمي از مردم هميشه با نيمي از افکار اونها مخالفند و اين وظيفه يک عقاب نيست که مخالفانش رو راضي نگه داره .
* غاز نه نمي گه و همش شاکي هست که چرا بايد اينهمه به ديگران توجه کنه .
عقاب در مواقعي که لازم هست ، به راحتي نه مي گه .
* غاز شرط اول ارتباط رو صميميت بيش از حد مي دونه .
عقاب شرط اول ارتباط رو احترام متقابل مي دونه .
* غاز نمي خواد باور کنه که دشمني داره .
عقاب مي دونه که بايد دشمنش رو ببخشه ولي بهش اعتماد نمي کنه .
* غاز از تجربيات درس نمي گيره و فقط آزار مي بينه .
عقاب بعد از گذروندن سختي مسئله ، به فکر پذيرش مسئله و درس هاي ممکنه هست ..
* غاز از دلش هيچ وقت حرف نمي زنه ..
عقاب با دلش زندگي مي کنه .
* غاز يا احساسيه و يا منطقي .
عقاب مي دونه که در دوراني از زندگي بايد مغز رو پرورش و ورزش دارد و در دوراني ديگه بايد دل رو نوازش داد و به حرف هاي دل بها داد .
* غاز اشتباه نمي کنه .
عقاب مي دونه اگر هيچ وقت اشتباهي نکرده ، دليلش اينه که اصلا دست به عملي نزده .
* غاز جاي ديگران زندگي مي کنه ..
عقاب مي دونه که بايد به ديگران کمک کنه ولي جاي کسي نبايد زندگي کنه چون تجربه خود بودن رو از اون فرد گرفته .
* غاز هميشه همه کار مي تونه انجام بده .
عقاب مي دونه چه کارهايي رو مي تونه انجام بده و چه جايي بايد اعلام کنه که از عهده اون بر نمي ياد .
* غاز هميشه مجبوره .
عقاب هميشه مختاره و اگر به جبر روزگار مجبور شد کاري رو انجام بده ، مي پذيره و مي گه : ترجيح مي دم اين کار رو انجام بدم .
* زمان غاز تفريح مشخص نيست .
عقاب براي تفريحش برنامه ريزي مي کنه و مي دونه که فاصله خالي اين نت تا نت بعدي در موسيقي ، دليل دل نشين بودن اون هست .
* غاز هميشه ناراضيه و شاکي و هميشه در حال شناخت عامل اين بدبختي هست .
عقاب هميشه راضيه و مي دونه هر سختي هم پاياني داره . عقاب باور داره ان مع العسر يسرا .
* غاز عبادت عادتش شده .
عقاب تکرار و عادت و روزمرگي رو مرگ دل و پرستش مي دونه .
* غاز نسبت به عقاب يا احساس برتري مي کنه و يا احساس ضعف .
عقاب باور داره برتري وجود نداره . اصل فقط تفاوت است که باعث برتري کسي بر کس ديگه نمي شه .
* غاز زياد از مغزش کار مي کشه البته بدون بهره وري لازم .
عقاب مفيد فکر مي کنه و از اشتباهاتش درس مي گيره .
* غاز مي خواد غاز باشه چون غاز بودن و نپريدن خيلي اسون تر از پرواز و اوج گرفتن هست .
عقاب بر عقاب بودن اصرار داره ، حتي اگر بارها به مدرسه غازها رفته باشه و به خاطر عقاب شدن بهاي سنگيني رو بپردازه .
**** يک نکته کنکوري براي عقاب ها
غازها هميشه مي خوان يک عقاب يک جور ديگه باشه ، يک جور ديگه عمل کنه ! براشون ارتباط هيچ وقت کافي و رضايت بخش نيست .
دقت کن : غاز چون خودش رو نپذيرفته و خودش رو درست نمي شناسه ، از تو مي خواد که يه جور ديگه عمل کني ! هيچ وقت براش رضايت بخش نيستي و عملا بهت مي گه که براش کافي نيستي چون هميشه يه کاري کم کردي !
سعي کن خودت باشي و بهترين نقش رو داشته باشي (به عنوان دوست - همسر - خواهر - برادر - بچه) ولي سعي نکن که خودت رو مجبور کني که طبق خواست اون خودت رو تغيير بدي . اون ناراضي به دنيا اومده و از دنيا مي‌ره . از زندگي عقب نيفتي چون قرار نيست که غاز باشي .
 
عقاب باشيد و سربلند
+ نوشته شده توسط محمد صادق در سه شنبه 20 مرداد1388 و ساعت |

روزي (بو علي سينا) با كوكبه ي وزارت از راهي مي گذشت. كنّاسي را ديد كه خود بدان شغل كثيف مشغول و زبانش بدين شعر لطيف مترنّم است:

گرامي داشتم اي نفس از آنت       كه آسان بگذرد بر دل جهانت

شيخ از شنيدن آن شعر تبسم آمد. با شكر خنده از روي تعريض آواز داد كه: الحق حد تعظيم و تكريم همان است كه تو درباره ي نفس شريف مرعي داشته اي.، قدر جاهش اين است كه در قعر چاه به ذلّت كنّاسي دچارش كرده و عزّ و شأنش اين است كه بدين خفت و خواري گرفتارش ساخته اي. عمر نفيس را در اين امر خسيس تباه مي كني و اين كار زشت را افتخار نفس مي شماري. مرد كنّاس دست از كار، كوتاه و زبان بر وي دراز كرده، گفت:‌ ((در عالم همت، نان از شغل خسيس خوردن به كه بار منت رئيس بردن)). بو علي غرق عرق شد و با شتاب تمام گذشت.

+ نوشته شده توسط محمد صادق در شنبه 20 تیر1388 و ساعت |

در حديث آمد كه خلّاق مجيد                         خلق عالم را سه گونه آفريد

يك گروه را جمله عقل و علم و جود                 آن فرشته است و نداند جز سجود

نيست اندر عنصرش حرص و هوا                    نور مطلق زنده از عشق خدا

يك گروه ديگر از دانش تهي                           همچو حيوان از علف در فربهي

او نبيند جز كه اصطبل و علف                         از شقاوت غافل است و از شرف

وان سوم هست آدميزاد و بشر                      از فرشته نيمي و نيمي ز خر

تا كدامين غالب آيد در نبرد                            زين دوگانه تا كدامين برد نرد

مولوي

 

+ نوشته شده توسط محمد صادق در یکشنبه 14 تیر1388 و ساعت |
I'm just so bussy on finals! sorry but will be back on my weblog later summer

(i remember that title as a song which i used to listen to it long ago)

+ نوشته شده توسط محمد صادق در شنبه 16 خرداد1388 و ساعت |

The best cosmetic for lips is truth
زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی

for voice is prayer
برای صدای شما دعا به درگاه خداوند

for eyes is pity
برای چشمان شما رحم و شفقت

for hands is charity
برای دستان شما بخشش

for heart is love
برای قلب شما عشق

and for life is friendship
و برای زندگی شما دوستی هاست


No one can go back and make a brand new start
هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه

Anyone can start from now and make a brand new ending
ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه


God didn't promise days without pain
خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره

laughter, without sorrow, sun without rain
خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده

but He did promise strength for the day, comfort for the tears
ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات،
تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه

and light for the way
و چراغ راهمون میشه


Disappointments are like road bumps, they slow you down a bit

نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونن
ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن

but you enjoy the smooth road afterwards
ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد

Don't stay on the bumps too long
بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن

Move on
به راهت ادامه بده


When you feel down because you didn't get what you want just sit tight
and be happy
وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی
ناراحت نشو

because God has thought of something better to give you
حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده


When something happens to you, good or bad
وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه

consider what it means
دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست


There's a purpose to life's events
برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد

to teach you how to laugh more or not to cry too hard
که به تو میآموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری


You can't make someone love you
تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه

all you can do is be someone who can be loved
تمام اون کاری که میتونی انجام بدی
اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست

the rest is up to the person to realize your worth
و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه


It's better to lose your pride to the one you love
بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا این که

than to lose the one you love because of pride
کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی


We spend too much time looking for the right person to love
ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن

or finding fault with those we already love
یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم

when instead
باید به جای این کار

we should be perfecting the love we give
در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم


Never abandon an old friend
هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن

You will never find one who can take their place
چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت

+ نوشته شده توسط محمد صادق در پنجشنبه 27 فروردین1388 و ساعت |

"اگه نمی خواین بخونین چند تا عکس از مومیایی فرعون وسطش هست!!"

In this world We made a curse to follow them: and on the Day of Judgment
they will be among the loathed (and despised).'

(Quran 28: 36-42)

As Received…

 

فـــــــــرعـون

 


أولاً هذه أقرب صوره التقطت لمومياء فرعون ( رمسيس الثاني ) .

This is the closest picture taken of Pharaoh

Ramesses II


وهذه حكاية فرعون مع فرنسا .....

Here's the story of France with Pharaoh Ramesses


عندما تسلم الرئيس الفرنسي الراحل فرانسوا ميتران زمام الحكم في فرنسا

When Francisco Mitra became the president of France in 1981


عام 1981 طلبت فرنسا من مصر في نهاية الثمانينات استضافة مومياء فرعون

France requested from the Egyptian government to host the mummy of Pharaoh

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد صادق در سه شنبه 18 فروردین1388 و ساعت |

There was a blind girl who hated herself just because she's blind. She also hated everyone, except for her boyfriend who has always been there for her. She used to say if she could only see the world, she would marry her boyfriend.

One day, someone donated a pair of eyes to her and then she was able to see everything, including her loyal boyfriend. Her boyfriend asked her, "now that you can see the world, can we get married now?"

The girl was so shocked to discover that her boyfriend was blind too. So she refused to marry him.

Shaken by this rejection, her boyfriend walked away in tears. He later wrote a short note to her saying, "please take good care of my eyes."

This is how humans behave when their status changes. Only few remember what life was before, and who has always has been there for them even in the most painful situations.

 

+ نوشته شده توسط محمد صادق در پنجشنبه 13 فروردین1388 و ساعت |

پدرم هميشه مي‌گويد " اين خارجي‌ها که الکي خارجي نشده‌اند، خيلي کارشان درست
بوده که توي خارج راهشان داده‌اند" البته من هم مي‌خواهم درسم را بخوانم؛
پيشرفت کنم؛ سيکلم را بگيرم و بعد به خارج بروم. ايران با خارج خيلي فرغ
دارد. خارج خيلي بزرگتر است. من خيلي چيزها راجب به خارج مي‌دانم.
تازه دايي دختر عمه‌ي پسر همسايه‌مان در آمريکا زندگي مي‌کند. براي همين هم
پسر همسايه‌مان آمريکا را مثل کف دستش مي‌شناسد. او مي‌گويد "در خارج آدم‌هاي
قوي کشور را اداره مي‌کنند"
مثلن همين "آرنولد" که رعيس کاليفرنيا شده است. ما خودمان در يک فيلم ديديم
که چطوري يک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با يک خانم... البته آن
قسمت‌هاي بي‌تربيتي فيلم را نديديم اما ديديم که چقدر زورش زياد است، بازو
دارد اين هوا. اما در ايران هر آدم لاغر مردني را مي گذارند مدير بشود.
خارجي‌ها خيلي پر زور هستند و همه‌شان بادي ميل دينگ کار مي‌کنند. همين
برج‌هايي که دارند نشان مي‌دهد که کارگرهايشان چقدر قوي هستند و آجر را تا
کجا پرت کرده‌اند.
ما اصلن ماهواره نداريم. اگر هم داشته باشيم؛ فقط برنامه‌هاي علمي آن را نگاه
مي‌کنيم. تازه من کانال‌هاي ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدينم خداي نکرده از
راه به در نشوند. اين آمريکايي‌ها بر خلاف ما آدم‌هاي خيلي مهرباني هستند و
دائم همديگر را بقل مي‌کنند و بوس مي‌کنند.. اما در فيلم‌هاي ايراني حتا زن و
شوهرها با سه متر فاصله کنار هم مي‌نشينند که به ضعم بنده همين کارها باعث
شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.
در اينجا اصلن استعداد ما کفش نمي‌شود و نخبه‌هاي علمي کشور مجبور مي‌شوند
فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش مي‌شوند. مثلاً اين "بيل گيتس" با اينکه
اسم کوچکش نشان مي‌دهد که از يک خانواده‌ي کارگري بوده اما تا مي‌فهمند که
نخبه است به او خيلي بودجه مي‌دهند و او هم برق را اختراع مي‌کند.
پسر همسايه‌مان مي‌گويد اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شايد ما
الان مجبور بوديم شب‌ها توي تاريکي تلويزيون تماشا کنيم.
من شنيده‌ام در خارج دموکراسي است. ولي ما نداريم. اگر اينجا هم دموکراسي
مي‌شد چقدر خوب مي‌شد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعيس جمهور مي‌شد و "مهناز
افشار " هم معاون اولش مي‌شد. شايد "آميتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت
مي‌کرديم تا وزير بشوند. خيلي خوب مي‌‌شد. ولي سد افصوث و دريق که نمي‌شود.
از نظر فرهنگي ما ايراني‌ها خيلي بي‌جمبه هستيم. ما خيلي تمبل و تن‌پرور
هستيم و حتي هفته‌اي يک روز را هم کلاً تعطيل کرده‌ايم. شايد شما ندانيد اما
من خودم ديشب از پسر همسايه‌مان شنيدم که در خارج جمعه‌ها تعطيل نيست. وقتي
شنيدم نزديک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌هاي پسر همسايه‌مان از بي بي سي
هم مهمتر است.
ما ايراني‌ها ضاتن آي کيون پاييني داريم. مثلن پدرم هميشه به من مي‌گويد "تو
به خر گفته‌اي زکي".
ولي خارجي‌ها تيز هوشان هستند. پسر همسايه‌مان مي‌گفت در آمريکا همه بلدند
انگليسي صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگليسي بلدند. ولي اينجا متعسفانه
مردم کلي کلاس زبان مي‌روند و آخرش هم بلد نيستند يک جمله‌ي ساده مثل  I lav
u  بنويسند. واقعن جاي تعسف دارد.
اين بود انشاي من.

+ نوشته شده توسط محمد صادق در چهارشنبه 5 فروردین1388 و ساعت |